«ترامپ يا سوسياليسم»
نوام چامسكي چه مي گويد؟
رفيق “خواننده”ي منتقدِ مقاله ي “ناكارايي افشاي ترفندهاي نئوليبراليسم بدون ارائه چشم انداز سوسياليستي”، در ابرازنظر كوتاه خود مي پرسد «پرولتاریای انقلابی در حال انقلاب سوسیالیستی ساخته ي ذهن شما» را بايد در كدام سايت جستجو نمود؟ در سطور زير مايلم در ارتباط با اين پرسش نظرات نوام چامسكي، انديسمند آمريكايي را از مصاحبه او كه در اخبار روز ١٧ بهمن ٩٥، ٥ فوريه ٢٠١٧٧ انتشار يافته، نقل كنم. به كمك اين نظرات كه صراحت دارند، به اين پرسش پاسخ داده مي شود كه جايگاه انديشه ي «پرولتارياي انقلابي» در مبارزه ي كنوني براي آينده ي هستي بر روي زمين چگونه تعيين مي شود؟ «سوسياليسم يا بربريت» كه بيان آن در اين روزها با «ترامپ يا سوسياليسم» به روز شده است، چه وظايفي را در برابر «پرولتارياي انقلابي» قرار مي دهد.
١- چامسكي نيز براي مبارزان دو وظيفه قايل است، وظيفه ي دموكراتيك و سوسياليستي!
پرسش: “سوسياليست ها چگونه بايد در مورد رابطه ي بين اصلاحات [وظيفه ي دموكراتيك] كه نظام توليدي كنوني را انساني مي كند (همان گونه كه برني سندرز پيشنهاد مي دهد) و هدف بلند مدت براندازي تمام و كمال سرمايه داري [وظيفه سوسياليستي] بيانديشند؟”
پاسخ: «… افرادي كه براي نوع بشر و زندگي و دغدغه هايشان اهميت قايلند بايد به دنبال انساني كردن نظام كنوني توليد … باشند؟ … صد البته بايد به دنبال چنين چيزي باشند و اين براي مردم بهتر است.
آيا آن ها بايد براندازي تمام و كمال سازمان اقتصادي سرمايه داري را به عنوان هدف بلند مدت خود قرار دهند؟ مطمئناً؛ من اين طور فكر مي كنم. … مطمئناً اين نظام بايد برانداخته شود. …»!
چامسكي سپس با تاكيد بر پيوند مبارزه ي دموكراتيك و سوسياليستي برجسته مي سازد كه «اما اين دو راهكار، گزينه هايي جايگزين يكديگر نيستند، بلكه كارهايي هستند كه بايد همراه با يكديگر انجام شود.»
چامسكي كه مبارزه ي انتخاباتي «برني سندرز» را «سوسياليسم ليبراليسم نيو ديل» مي نامد «كه البته چيز بسيار خوب هم هست» – و «من از او حمايت كرده ام» -، اما «ژنرال ايزنهاور را هم خيلي هم شگفت زده نمي كند». براي او مبارزه ي ضروري دموكراتيك در نظام سرمايه داري كافي نيست. لذا چنين به نتيجه گيري مي پردازد: «بايد براندازي تمام و كمال سازمان اقتصادي سرمايه داري را به عنوان هدف بلند مدت [دنبال كرد!] مطمئناً؛ من اين طور فكر مي كنم. … مطمئناً اين نظام بايد برانداخته شود. …»!
٢- انديشه ي «پرولتارياي انقلابي»
در پرسشي ديگر چامسكي ارايه ي جايگزين “نظام سوسياليستي آتي، يعني خلق بديلي قرص و محكم كه براي اكثريت مردم جذاب باشد” را براي نظام سرمايه داري “ضروري مي داند” و مي گويد: «من فكر مي كنم مردم به اهداف سوسياليستي بلند مدت و اصيل … علاقه دارند. آن ها بايد با دقت در اين مورد بيانديشند كه جامعه ي [سوسياليستي] پيش رو، چگونه بايد كار كند، نه در جزئيات … كه بايد از طريق تجربه آموخت … اما رهنمودهاي كلي را مي توان طراحي كرد و مي توان درباره ي بسيار از مسائل معين بحث كرد.»
چامسكي ضرورت شناخت نظري- تئوريك توده ها و ايجاد شدن هژموني انديشه ي «پرولتارياي انقلابي» را در جامعه براي ساختمان سوسياليسم ضروري مي داند و مي گويد: «و اين [انديشه ي پرولتارياي انقلابي] فقط بايستي به بخشي از آگاهي رايج مردم تبديل شود. اين گونه است كه گذار به سوسياليسم مي تواند محقق شود، يعني زماني كه اين امر به بخشي از آگاهي و هوشياري [شناخت] و خواست اكثريت بزرگي از جمعيت بدل شود.»
٣- وظيفه ي دموكراتيك و سوسياليستي توده اي ها
در نوشتار پيش و در گفتگو با رفيق “خواننده”، كم و بيش دو وظيفه ي دموكراتيك و سوسياليستي در شرايط مشخص حاكم بر ايران در لحظه ي كنوني عنوان شد. دفاع از مبارزه مطالباتي طبقه كارگر، مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي و همچنين رهبران جنبش “سبز”، به مثابه وظايف دموكراتيك و روز طرح شد. همچنين ارتباط اين مبارزه با تغيير انقلابي شرايط سلطه رژيم ديكتاتوري مطرح گشت. نشان داده شد كه سلطه ي ديكتاتوري براي تحميل نظام سرمايه داري وابسته به اقتصاد امپرياليستي برقرار شده است. لذا مبارزه ي دموكراتيك عليه ديكتاتوري و مبارزه به منظور گذر از نظام سرمايه داري «بايد همراه با يكديگر انجام شوند … [زيرا] گزينه هايي جايگزين يكديگر نيستند»، آن طور كه نوام چامسكي نيز برجسته مي سازد.
مبارزان توده اي و ديگر فعالين ضد سرمايه داري در ايران بايد امروز و نه فردا دست به كار شوند و فعالانه و خلاقانه «در اين مورد بينديشند كه جامعه ي پيش رو [مرحله ملي- دموكراتيك- سوسياليستي] چگونه بايد كار كند …». طرح و بحث در باره “اقتصاد سياسي” مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه بدون اين كار پژوهش گرانه و مبارزه جويانه ي انديشه «پرولتاريا انقلابي» پا نخواهد گرفت. تجربه ي پس از انقلاب اكتبر تا كنون مي آموزد كه مرحله ي ملي- دموكراتيك انقلاب، يك مرحله كامل رشد تاريخي را تشكيل مي دهد. مردم هر كشوري بايد آن را برپايه شرايط مشخص عيني و ذهني در جامعه خود سازمان دهند. نسخه از پيش آماده شده اي در اين زمينه وجود ندارد.
اشتباه هايي كه در گذشته پيش آمدند و نوام چامسكي به درستي آن را انحراف از «دست گرفتن كنترل توليد توسط توليد كنندگان، حذف كار مزدي و دموكراتيزه كردن تمام سپهرهاي زندگي …» مي نامد، ريشه در اين برداشت نادرست داشت كه گويا تنها “يك مدل” براي راهي كه بايد طي شود، وجود دارد. تصوري كه براي تحميل خود، نه تنها نتوانست آزادي هاي بورژوايي را به سطح سوسياليستي ارتقا دهد. بلكه با پايمال ساختن حق بيان نظر و عقيده به طور آزاد و قانوني، دستاوردهاي بزرگ حقوق اجتماعي را نابود ساخت كه مردم كشورهاي سوسياليستي در اروپا از آن برخوردار شده بودند. دستاوردهايي كه چامسكي در ارتباط با كوباي انقلابي برمي شمرد.
بايد كماكان اميدوار بود كه رفيق “خواننده” و به ويژه برخي از مسئولان در حزب توده ايران به وظيفه خود براي انديشيدن و طرح و تنظيم “اقتصاد سياسي” مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب بپردازند و راه گفتگو و بحث را در اين زمينه ميان توده اي ها بگشايند.
در کتاب “اقتصاد سیاسی- برنامه اقتصاد ملی” كه به صورت پ د اف در توده اي ها انتشار يافته است، جنبه هاي پراهميتي از چنين برنامه اي مورد بررسي قرار گرفته است كه مي تواند ازجمله براي رفيق “خواننده” نيز آموزنده باشد.