خطاب به «يك دوست»!

جستجوي هدف استراتژيك در مرحله كنوني در احزاب كمونيست و كارگري!

 

“یک دوست” می نویسد:

آقای دکتر عاصمی بسیار گرامی،
یکی از بهترین سرمقاله هایی که در نامه مردم طی سال های اخیر خواندم، همین سرمقاله مورد اشاره شماست. مدت ها بود که با چنین یادداشت هایی در ارگان مرکزی حزب برنخورده بودم. زبانی که به افشای سازش و خطرات ناشی از آن باز می شود، الزاما نباید به فحاشی یا حماسه سرایی آلوده شود. مخاطب پیش از آنکه مدعیان اصلاح طلبی باشند، هواداران صادق آنانند.
اما شما بدرستی به نیازِ کار کردن در بین زحمتکشان و عدم غفلت از کار در بین آنان اشاره کرده اید. اما هموطن گرامی! گمان می برید که با این زبان و با نوشتارهای طویلی که شیوه ی معمول سایت شماست، این امر شدنی است؟
زحمتکشان را باید بزبان خودشان و خیلی کوتاه خطاب قرار داد؛ نه با رساله های بی پایان. قصد من بی ارزش یا کم ارزش کردن تلاش های پر ارزش شما نیست، اما توجه داشته باشید که سرانه مطالعه در میهن ما دو ثانیه در هفته است! یعنی چیزی حدود دو دقیقه در سال.
پس بیایید بجای این ایرادهای «کلاسیک»، کمی با واقعیات موجود در داخل ایران آشنا شده و دست در دست هم – و نه علیه هم- سنگ به سنگ هم که شده، سد های پیش رو را برشکنیم!

 

رفيق و دوست گرامي،

خوشحالم كه شما در گفتگويِ به راه افتادهِ ميان توده اي ها درباره ي وظايف روز جنبش توده اي و حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران شركت كرده و بر ضرورت «نياز كاركردن ميان زحمتكشان و عدم غفلت از كار در بين آنان» تاكيد داريد.

شرايط تغيير يافته در جهان، احزاب ديگر كارگري را نيز بر آن داشته است به جستجوي استراتژي و تاكتيك هاي موثر و ضروري جديد بپردازند. موفقيت هاي نسبي حزب كمونيست پرتغال در اين زمينه كه گزارش كنگره ي اخير آن در نامه مردم، ارگان مركزي حزب توده ايران بازتابي شايسته يافت، و موضوع بررسي در اين صفحه نيز بود كه لابد مطالعه كرده ايد. همچنين بحث هاي آموزنده در حزب كمونيست بريتانيا، يونان و در ماه هاي اخير در حزب كمونيست آلمان نمونه هاي شايان توجهي در اين زمينه هستند.

در حزب كمونيست آلمان، موضوع مركزي بحث، بررسي انتقادي استراتژي اتحاد اجتماعي عليه مونوپول ها امپرياليستي حاكم است. اين استراتژي كه در سال هاي ٧٠ قرن گذشته و در دوران اقتدار كشورهاي سوسياليستي اروپايي تنظيم شد، امكان محدود ساختن دموكراتيك سلطه قدرت مونوپول ها را به طور عمده از طريق اتحادهاي اجتماعي  وسيع ممكن ارزياي مي كند. بحث هاي اخير، اين برداشت را براي دوران كنونيِ ضعف جنبش  كارگري مورد ترديد قرار مي دهد. بر ضرورت تكيه بر نبرد طبقاتي واقعا جاري در اين كشورها تكيه مي كند كه بايد در كنار مبارزه براي اتحادهاي اجتماعي به منظور دفع يورش جنگ اقتصادي نوليبرال سرمايه مالي امپرياليستي عليه همه لايه هاي جامعه، سازمان داده شده و به پيش برده شود.

تنها اضافه شود كه برپايي “جبهه ضدديكتاتوري” در ايران نيز بدون تشديد مبارزه براي توانمند ساختن نبرد طبقاتي زحمتكشان ناممكن خواهد بود. از آنجا كه بررسي اين بحث ها را كه به طور مجزا در دست تهيه داشتم و به علت بيماري ناگهاني ادامه نيافت، به طور مجزا انجام خواهم داد، بيش تر به آن در اين سطور نمي پردازم.

خوشحالم كه انتقاد شما به مقاله هاي من، به «شيوه ي نوشته هاي طويل سايت» برمي گردد و نه به مضمون بحث — «نياز كاركردن ميان زحمتكشان و عدم غفلت از كار در بين آنان» — كه مورد تاكيد قرار مي دهيد و با آن موافقيد. درست اميد من بر روي توانايي رفقايي مانند شماست، با شركت خود در گفتگوها كمك كنند، كمبودها برطرف گردد و بررسي مضمون ها به پيش برده شود.

اضافه كنم كه مقاله ي مورد خطاب در نامه مردم را من نيز مانند شما در افشاي “اميد واهي” برخي از اصلاح طلبان بسيار موفق ارزيابي مي كنم. بخش وسيعي از مقاله را من همانجا با برجسته ساختن و توضيح فرازهاي آن، نشان داده ام و انكار ناپذير است. كوشيده شده است «دست در دست» با انديشه مستدل طرح شده در مقاله ي نامه مردم، بحث به نقطه اي هدايت گردد كه پرسش روز است: اضافه بر آن چه كه تاكنون انجام داده ايم، ديگر چه بايد كرد؟ چگونه بايد عليه موفقيت ارتجاع حاكم به نبرد پرداخت و آن را به عقب برگرداند؟ كه به قول شما، «سرانه ي مطالعه در ميهن ما دو ثانيه در هفته است»؟

پاسخ، همان طور كه شما نوشته ايد، صراحت دارد. شركت در نبرد طبقاتي روز زحمتكشان و انتقال آگاهي طبقاتي به درون آن ها با زبان قابل فهم براي آن ها!

موضوع بحث و ادامه گفتگو، تنها در اين نكته خلاصه مي شود. هيچ چيز ديگر هدف نيست! گفتگو ميان ماركسيست- توده اي ها، همان طور كه اشاره داريد، نبايد در اطراف «ايرادهاي كلاسيك» باشد. بايد بحثي مشخص در مورد موضوع مشخص باشد. بايد نك نيزه ي انديشه ي جستجوگر را براي گذار از شرايط حاكم تشكيل دهد!

لطفا كمك كنيد و ديگر رفقا و دوستان را نيز تشويق كنيد با شركت خود در گفتگو، روند جستجوي استراتژي انقلابي در دوران هاي غيرانقلابي را در ايران با هم پيش ببريم. اين مبارزه ي نظري- سياسي است در ارتباط ديالكتيكي با پراتيك. اين مبارزه مضموني علمي- ماركسيستي دارد. با شما كاملا موافقم كه نبايد آن را به سطح «سنگ به سنگ» پرت كردن نزول داد. من آن هنگام نيز بيماري بر زمينم مي كوبد، دستم را بلند مي كنم تا «دست در دست هم …» نبرد طبقاتي به سود طبقه كارگر ايران را به پيش ببريم. آن را بگيرد!

ادامه در مقاله در دست تنظيم.