احياي فعاليت مبارزه جويانه جنبش دهقاني وظيفه مبرم روز!

مقاله شماره: ١٣٩١ / ٤٤ (٧ اسفند)

واژه راهنما: حل مساله نهايي زمين. جنبش مبارزه جوي دهقاني.

در برنامه نوين حزب توده ايران براي تصويب در ششمين كنگره حزب، حل نهايي مساله زمين در ايران يكي از خواست هاي مركزي است. اين خواست با توجه به شرايط اسفبار زندگي دهقانان ايران از يك سو و وضع توليد كشاورزي در حال نابودي در كشور از سوي ديگر، مي تواند نقشي تعيين كننده در تحولات بنيادين آينده كشور ايفا سازد.

از اين روي است كه در مقاله ”مسئله زمين، زندگي دهقانان و برنامه اقتصادي رژيم ولايت فقيه“ در نامه مردم، ارگان مركزي حزب توده ايران (شماره ٩١٤، ٢٢ بهمن ١٣٩١ http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1863) با اشاره به «سياست هاي ضد مردمي اقتصادي- اجتماعي رژيم ولايت فقيه در بخش كشاورزي» و با ارايه آمار و گزارش ها نشان داده مي شود كه «دهقانان ميهن ما در چنگال فقر و عقب ماندگي گرفتارند. پس از سه دهه پس از انقلاب بهمن، معضل زمين همچنان گلوي روستائيان كشور را مي فشارد.» از اين روي ارگان مركزي حزب بر نكته پراهميت «حمايت بي دريغ از حقوق دهقانان و مبارزه خستگي ناپذير براي زنده كردن جنبش دهقاني» انگشت گذاشته و آن را به عنوان وظيفه مبرم مبارزان توده اي اعلام مي كند.

نكات متعددي از نابساماني ها را مقاله نامه مردم با ارايه داده ها و گزارش ها مورد بررسي قرار مي دهد. ازجمله مساله «مهاجرت روستائيان به شهر»، «كاهش سطح توليد كشاورزي»، بحران ناشي از پرداخت نشدن «مطالبات كشاورزان» و …. مقاله به كمك داده ها نشان مي دهد كه اين نابساماني ها پيامد «سياست هاي مخربِ» اجراي برنامه نوليبرال امپرياليستي توسط حاكميت سرمايه داري در ايران مي باشد. براي نمونه اجراي دستور صندوق بين المللي پول براي حذف سوبسيدها، كه با «تورم ٣٥ درصدي» قيمت توليدات كشاورزي (خبرگزاري ايسنا، ٥ بهمن ماه ٩١) همراه بوده است، موجب اين وضع فاجعه بار براي كشاورزان شده است كه «خريد تضمينيِ» توليدِ دهقاني كه قيمت فراورده هاي آن يك سال پيش از طرف دولت اعلام شده بود، به ضد خود تبديل گشته و براي دهقانان با تشديد فقر همراه بوده است. حتي خبرگزاري ايسنا خود را مجبور ديده است از «ناكارآمدي اين بازوي حمايتي» سخن گويد. خبرگزاري ايلنا نيز از نقش سلف خران و واسطه ها خبر مي دهد (١ آذرماه) كه سود بران اصلي حذف يارانه هاي كشاورزي هستند كه دولت نظام سرمايه دار مجري برنامه صندوق بين المللي پول در ايران، دولت احمدي نژاد آن را به مورد اجرا گذاشته و به مقام قهرماني در اجراي اين سياست ضدمردمي و ضدملي نيز نايل گشته است. در حالي كه كشاورزان براي هر كيلو سيب زميني «قيمت تضمين» شده در سال گذشته را بالغ بر ١٦٠ تومان دريافت مي كنند، سلف خرها و واسطه ها، سيب زميني را «با ٦٠٠ تومان افزايش قيمت در هر كيلو در بازار مصرف عرضه» (ايلنا، همانجا) مي دارند!

نامه مردم با اشاره به نقش «اجراي برنامه آزاد سازي اقتصادي و شدت يافتن تحريم هاي امپرياليستي …، [تعيين] نرخ خريد تضميني را پايين تر از ارزش واقعي محصولات و هزينه ها و كار انجام شده از سوي دهقانان [اعلام كرده] … كه سبب زيان و ضرر روستاييان كشور، خصوصا دهقانان خرده پا و تهيدست مي شود.» نامه مردم با اشاره به «ورشكستگي دهقانان، به ويژه پس از اجراي هدفمندي يارانه ها و حذف يارانه هاي حامل سوخت، كود و بذر كه دامنه يي گسترده و سخت نگران كننده يافته است …»، خاطرنشان مي سازد كه «سياست هاي رژيم ولايت فقيه درست در نقطه مقابل منافع دهقانان زحمتكش كشور قرار دارد.»

با توجه به نابساماني ها برشمرده شده كه تنها بخشي از آن ها از مقاله افشاگرانه نامه مردم منتقل شد، اهميت مبارزه براي احياي اتحاديه هاي مبارزه جويي دهقاني، خود را با تمام قد نشان مي دهد. بايستي تمام نيرو را به منظور دستيابي به خواست هاي به حق و قانوني دهقانان كه در برنامه حداقل كارگري حزب توده ايران به تصويب ارگان هاي حزبي رسيده است، تجهيز نمود. به ويژه مساله حل نهايي زمين به سود روستاييان، ارتقاي سطح توليد كشاورزي داخلي از طريق حمايت از دهقانان و تضمين سطح زندگي شرافتمندانه براي آنان و خانواده هايشان، مبارزي با سلف خري، واسطه گري تجاري و همچنين مبارزه با واردات بي رويه محصولات كشاورزي از خارج كه بايستي از طريق مبارزه با اجراي برنامه نوليبرال امپرياليستي عملي گردد، ازجمله در زمينه حذف يارانه ها، و … خواست ها و شعارهايي مبرمي مي باشند كه قادر به تجهيز نيروهاي دهقاني براي دفاع از منافع خود بوده و رشته هاي ارتباط جنبش انقلابي كارگري و دهقاني را تشكيل مي دهند.

پيش به سوي احياي توان نبرد اتحاديه هاي مبارزه جوي دهقاني!




مهرباني چشمان ”كيـو“!

مقاله شماره ١٣٩١ / ٤٣ (٦ اسفند)

واژه راهنما: خط مشي انقلابي حزب توده ايران و برنامه حداقل كارگري آن پـل رابطه عاطفي و آگاهانه ميان توده اي ها. پيش شرط پيروزي انقلاب، وحدت نظري و سازماني جنبش توده اي است! آموزش از تجربه ”بهار عربي“!

رفيق مينو مرادي، سخنان شما (”نگاهي دوباره …“، ”راه توده“ شماره ٣٩٧) را با دقت خواندم و كوشيدم بروز احساس عاطفي شما را نسبت به زنده باد ”كيـو“ (كيومرث زرشناس) لمس و درك كنم، زيرا من هم «در هياهوي غريب غيبتت غريبم» (احسان طبري، ”بگذار زمان بگذرد“، شعر سروده در زندان).

ايكاش شرايطي مي بود كه مي توانستم مهرباني چشمان ”كيـو“ را در چشمان شما باز يابم. هدف دشمن مكار طبقاتي با غيرقانوني كردن حزب توده ايران، به قول زنده ياد جوانشير در ”سيماي مردمي حزب توده ايران“، «شقه» كردن حزب (ص ٥١)، انهدام پـل رابطه عاطفي ميان توده اي ها و ميان آن ها و «توده» ها كه شما هم بر آن انگشت گذاشته ايد، بوده و هست.

اما اگر اين شرايط هنوز ايجاد نشده و بايستي براي برپايي آن مدت زماني مشتركن رزميد، جايگزيني شايسته براي آن در اختيار داريم! چرا نبايد رشته پرتوان خط مشي انقلابي حزب توده ايران و برنامه حداقل كارگري آن، پـل پيوند ميان مغز و دل، ميان آگاهي و عاطفه توده اي ها باشد، چرا گويا نمي تواند چنين باشد؟

پرچم خط مشي انقلابي حزب، نقطه مشترك همه توده اي ها و نقطه تلاقي نگاه و انديشه آن ها نيست؟ نبوده است؟ نبايد باشد؟ كوشش و حركت نبايستي به سوي پذيرش آن باشد؟

اين پرچم ملات وحدت توده اي هاست! براي بهبود زبـانـش هم، توافق بر سر مضمـون انقـلابـي آن پيش شرط عينـي است. اينطور نيست؟ سكوت ”راه توده“، ”عدالت“ و همه جريان هايي كه ادعاي توده اي بودن دارند، در باره اين محتوا و مضمون كه «ماهيت» انقلابي برنامه حداقل كارگري را بيان مي كند، به چه معناست؟

رسيدن ”كاسبكارانه“ به يكديگر مطرح است و يا پذيرش اسلوب بررسي علمي ماركسيستي- توده اي براي دست يابي به خط مشي انقلابي؟ آيا نبايستي تحليل اوضاع كشور از ديدگاه ماترياليسم تاريخي آغـاز و بر اسلوب ماترياليسم ديالكتيكي استـوار باشد؟

– مگر حزب توده ايران برپايه اين اسلوب، مرحله كنوني انقلاب را مرحله ملي- دموكراتيك ارزيابي نكرده و نمي كند؟ كسي سخني تصحيحي بر آن دارد؟

– حل تضاد عمده روز جامعه ايراني را خط مشي انقلابي حزب، از طريق تشكيل جبهه گسترده ضدديكتاتوري ممكن اعلام كرده و مي كند كه در آن حتي بخش هاي ضدديكتاتور در حاكميت هم مي توانند شركت  داشته باشند!

كسي سخني تصحيحي بر آن دارد؟

– اهرم شكوفايي اقتصادي- اجتماعي آينده كشور را پس از سرنگوني استبداد، خط مشي انقلابي حزب برپايي جبهه متحد خلق كه از همه ميهن دوستان تشكيل شده، اعلام مي كند. استخوان بندي اين جبهه را طبقه كارگر و منافع آن تشكيل مي دهد. اين منافع، ستون فقرات منافع كل خلق مي باشد!

كسي سخني تصحيحي بر آن دارد؟

هر كس، شما و يا هر توده اي ديگر، اگر سخني داريد، مطرح سازيد و اگر نداريد، پرچم ققنوس پر كشيده را به دوش كشيد و در صف فشرده و مشترك براي رسيدن به مقصد بكوشيد! فرياد طبري را از زندان نمي شنويد و نمي بينيد كه «آتش ققنوس بجاست»؟ (احسان طبري، ”معشوق“، شعر سروده در زندان)

آيا مهرباني چشمان ”كيـو“، با پرواز ققنوس و اهتزاز پرچم انقلابي خط مشي حزب توده ايران، سخني ديگر با شما براي گفتن مي داشت؟ آيا عاطفه خونين و ابدي او، احساسي ديگر را به شما منتقل مي نمود؟

رفيق مينو مرادي، در نوشته شما نكات قابل تامل ديگري نيز وجود دارند. براي نمونه، اين پرسش كه آيا واژه «”توده“»، واژه اي انحصاري است؟ به عبارت ديگر آيا مي توان آن را به شيوه نوليبرال ”خصوصي سازي“ نمود؟

مساله رابطه حزب با توده ه اي ها، مساله ”رسيدن هوا تازه“ (لنين) به حزب كه شما آن را وظيفه «رويش، گسترش و ارتباط با ديگر مبارزان راه آزادي و عدالت اجتماعي» مي ناميد؛ مساله «تحول دروني» حزب، مساله «پروسه همگرايي» و برخي نكات ديگر. به اين نكات در نوشتاري جداگانه پرداخته خواهد شد.

آنچه كه اما در همين سطور بايد به آن اشاره داشت، اين نكته است كه ظاهراً شما با مواضع ”راه توده“، براي نمونه در ارتباط با «پروسه همگرايي» آشنا نيستيد. اين پرسش را با ”راه توده“ مطرح كنيد كه چرا مايل است اين «پروسه» را به آينده نامعلوم به زماني كه گويا «فضاي سياسي ايران» به قول شما «باز شده» است، محول كند؟ در حالي كه ما درسـت به «پروسه همگرايي»، به منظور كوشش مشترك، خلاق و انقلابي براي باز شدن «فضاي سياسي ايران» نياز داريم؟ اين سر به پا كردن نياز واقعي ما توسط ”راه توده“، ”عدالت“ و ديگران براي دستيابي به چه سودي دنبال مي شود؟ تجربه ”بهار عربي“ جز اين مي آموزد كه بدون حضور و وجود يك حزب هوشمند و توانمند كمونيستي، فداكاري و جانبازي توده ها براي سرنگوني استبداد و ارتجاع با خطر نابودي دستاورد انقلابي روبروست؟ (نگاه كن به ”برنامه حداقل كارگري، پرچم مبارزات امروز“  http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1956) سركوب حزب توده ايران مگر پيش درآمد مصادره دستاوردهاي انقلاب بهمن ٥٧ مردم ميهن ما نبود؟

رفيق مرادي، در اين اواخر دو ابرازنظر كننده ديگر با نام هاي كنعاني (نگاه كن به ”انتقادي درست …“ مهر ١٣٩١ http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1874) و بابك (نگاه كن به ”عاميگري ژورناليستي، بن بست برنامه  ارتجاع! …“، دي ١٣٩١ http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1938) نيز همانند شما در ارتباط با ”راه توده“ مطالبي طرح كردند و پاسخ شنيدند، بدون آنكه از خود واكنشي نشان داده و به ويژه موضع خود را نسبت به خط مشي انقلابي حزب توده ايران و برنامه نوين حداقل كارگري آن روشن كنند.

اگر در سخنان شما نشانه هايي وجود دارد كه مي توان آن ها را نشان ساختگي بودن ابرازنظر شما ارزيابي نمود، در اين نوشتار آگاهانه بر آن ها چشم پوشيده شد، تا شايد شما امكان داشته باشيد توده اي بود خود را از طريق تائيد خط مشي انقلابي حزب روشن سازيد!

آيا ”راه توده“ ارزيابي حاضر از سخنان شما را بنا به وظيفه مطبوعاتي خود به اطلاع شما خواهد رساند كه به اين منظور به ”راه توده“ ارسال شد؟




طبقه كارگر مدافع منافع كل خلق!
پيوند حزب توده ايران با توده ها!

مقاله شماره ١٣٩١ / ٤٢  (٣ اسفند)

واژه راهنما: وظايف مبرم توده اي ها. تبليغ و ترويج برنامه نوين حزب توده ايران. زمان مماشات با انحراف ها از خط مشي انقلابي حزب پايان يافته است.

در برنامه نوين حزب توده ايران براي تصويب در ششمين كنگره آن پيشنهادهاي مشخصي در ارتباط با تامين منافع و خواست هاي طبقه كارگر، دهقانان و ديگر زحمتكشان يدي و فكري ارايه شده است كه در هم خواني و هم سويي با پيشنهادهاي بسياري براي تامين منافع خرده بورژوازي و بورژوازي ملي مي باشد. (نگاه كن به ”آزادي انتخاب شعاري مردمي“، بهمن ١٣٩١ http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/1952)

طرح چنين پيشنهادهايي در برنامه نوين حزب توده ايران در پايبندي به ديدگاه ماركسيستي- توده اي ريشه دارد و بيان انطباق منافع طبقه كارگر با منافع كل جامعه و نشان پيوند حزب توده ايران با توده هاي ميهن دوست است. موضع ميهن دوستي انقلابي حزب توده ايران كه در همين برنامه نوين با صراحت و روشني بيان شده است و دفاع از منافع طبقه كارگر و ديگر زحمتكشان را با دفاع از منافع ملي عليه خطر سلطه نواستعماري امپرياليسم تلفيق مي كند نيز نشان پيوند حزب توده ايران با توده هاي ميهن دوست مي باشد. اين موضع حزب طبقه كارگر ريشه در سرشت منافع طبقه كارگر دارد. سلطه نواستعماري- نوليبرال سرمايه سوداگر امپرياليستي و متحدان داخلي آن، در وحله نخست، با تشديد استثمار و فقر كارگران زير فشار برنامه ”آزاد سازي اقتصادي“همراه است. از اين روي نيز طبقه كارگر پيگيرترين و انقلابي ترين طبقه ميهن دوست عليه خطر سلطه امپرياليسم بر كشور مي باشد.

حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران، دفاع و تامين منافع طبقه كارگر را در مركز انديشه و عمل خود قرار مي دهد، زيرا حزب متكي به طبقه كارگر مي باشد. اين سياست اما «هميشه بيانگر منافع جنبش در مجموع آن» است، زيرا سياست حزب توده ايران «از فرداي جنبش نيز دفاع مي كند» (مانيفست كمونيستي، به نقل از ”سيماي مردمي حزب توده ايران“، ص ١١).

هنگامي كه حزب توده ايران پس از پيروزي انقلاب بهمن خواستار برپايي ”جبهه متحد خلق“ به مثابه اتحاد فعال انقلابيون براي تعميق انقلاب بهمن شد، ناشي از اين شناخت بود كه «اگر … رهبري جنبش دموكراتيك در دست بورژوازي باقي بماند، انقلاب در نيمه راه خواهد ماند و به سازش با استبداد و ارتجاع خواهد انجاميد.» (جوانشير، ”سيماي مردمي حزب توده ايران“، ص ٥٤). اكنون اين تجربه به مثابه واقعيت عيني، درس دردناك تاريخ سي سال اخير جامعه ايراني است.

جوانشير در اين بخش از اثر خود، نظر لنين را در ارتباط با رابطه طبقه كارگر با نزديك ترين متحدان خود، دهقانان در انقلاب دموكراتيك، تشريح مي كند. او با نشان دادن تشابهه شرايط با انقلاب بهمن بر اين نكته انگشت مي گذارد كه «پرولتاريا در پيروزي كامل انقلاب دموكراتيك [ملي] بيش از بورژوازي ذينفع است». از اين روي نيز طبقه كارگر به مساله جلب دهقانان و ديگر لايه هاي خرده بورژوازي توجه ويژه داشته و آن را براي پيروزي انقلاب مهم ارزيابي مي كند. او خاطرنشان مي سازد كه «پيروزي پيگير انقلاب دموكراتيك، هدف نهايي پرولتاريا نيست. اما اين پيروزي وقتي زير رهبري پرولتاريا به دست مي آيد و متكي به اتحاد كارگران و دهقانان [خرده بورژوازي- بوژوازي ملي] است، مي تواند به انقلاب سوسياليستي فرارويد. پرولتاريا بايد در اين جهت مبارزه كند.» از اين روي جوانشير نظر لنين را به عنوان نتيجه گيري از توضيح و تشريح خود برجسته مي سازد: «پيشبرد اين تاكتيك درست انقلابي موكول به وجود حزب استوار و محكم پرولتري است».

اكنون توده اي ها كه به دستاورد بزرگ تنظيم برنامه نوين كارگري و احياي خط مشي انقلابي حزب خود دست يافته اند، با دو صحنه پراهميت وظايف عاجل روبرو هستند.

اول- تحكيم وحدت حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران؛

در اين صحنه، زمان مماشات با انحراف ها از خط مشي انقلابي حزب پايان يافته است. بايد با صراحت خواستار قطع هر نوع فعاليت منافي با تحكيم مباني نظري و سازماني حزب توده ايران نزد هر جريان ممكن شد. بايد با شركت فعال در مبارزه افشاگرانه راه را بر همه كوشش ها براي پاره پاره كردن و خواستن حزب طبقه كارگر بست و به تقويت مواضع حزب ياري رساند.

دوم- انتقال برنامه حزب به درون طبقه كارگر و ديگر ميهن دوستان انقلابي در ميان خرده بورژوازي و بورژوازي ملي.

در اين صحنه، كوشش براي ايجاد هژموني انديشه توده اي امري ضروري و اجتناب ناپذير است. جوانشير همانجا ايجاد شدن هژموني مورد نظر لنين را «يك روند تكاملي» و «نه به عنوان پيش شرط شركت در نبرد» اعلام و پايبندي به آن را تصريح مي كند. او اين كوشش را مبارزه براي ايجاد پيوند با توده ها ارزيابي مي كند كه به معناي «پيروزي براي كسب رهبري نيست، بلكه رهبري براي كسب پيروزي [انقلاب] است».

با توجه به نكات فوق است كه مساله تبليغ و ترويج برنامه نوين حزب توده ايران، به وظيفه عاجل همه مبارزان توده اي بدل مي گردد. بايد نيروها را به اين سو هدايت و ضمن ارايه نظر و پيشنهادهاي حزب و توضيح و تشريح نقش آن ها در پيروزي روند انقلابي در ايران، مبارزان توده اي را به مثابه كارشناسان بخش هاي مختلف فعاليت انقلابي براي تغييرات بنيادين پيش رو پرورش داد.