«موضع حزب طبقه كارگر از منظر منافع طبقه كارگر»
رفیق آرش می نویسد:
رفیق عاصمی گرامی با درود بر شما
از من پرسیده اید :«رفیق عزیز آرش، با تفاهم برای محدود بودن «فرصت» برای پرداختن «به کل مقاله»، خوشحال می شدم اگر می توانستید به این پرسش پاسخ دهید که آیا طبقه کارگر نیز به عنوان نیروی عمده ی زیر فشار و ستم طبقاتی در جامعه به حساب می آید؟ آیا طبقه کارگر می تواند «نقش عامل آگاه در گذار از دیکتاتوری» را ایفا سازد؟ آیا در برابر این طبقه نیز وظیفه بحث و گفتگو مانند با “اصلاح طلبان” وجود دارد و به آن عمل می شود؟»
قبل از ورود به پاسخ شما عرض می کنم که به خاطر وفور هوا اغلب ما حضور آن را حس نمی کنیم . بدیهی ترین عنصر حیات را عملا نادیده می گیریم . حکایت شما در طرح این پرسش مانند نادیده گرفتن هوای ” بدیهی” است .
من سپاسگذارم که به عرض من توجه کردید ، اما از شما می پرسم موضعی که در مقاله مورد نظر سخن می گوید موضع کیست و چه ماهیت طبقاتی دارد ؟ آیا موضع طبقه کارگر در قبال دیگر نیروهای طبقاتی نیست ؟به نظرمی رسد که شما آن را بعنوان نظر طبقه کارگر قبول ندارید و خواهان چندین وچند شعار در وصف خواسته های طبقه کارگرید ! نه عزیزم ، موضع مطرح شده در مقاله نامه مردم موضع حزب طبقه کارگر است که از منظر منافع طبقه کارگر به رخ داد ها می نگرد و دارای سه جنبه هم زمان است :
۱- دیدگاه طبقه کارگر را به روشنی بیان می کند. که خود آموزشی است برای طبقه کارگر
۲- خط فاصل بین طبقات را به صراحت اعلام و منافع درازمدت آنان را در همبستگی با منافع زحمتکشان در “مرحله ملی – دموکراتیک” تحول اجتماعی یاد آور می شود .
۳- به دیگر نیروهای “چپ” و “سوسیالیست” به روشنی یادآور می شود که امر تحول اجتماعی امری عینی ، مادی وبر مبنای توازن قوا و رشد جامعه قرار دارد و “لاجرم” امری ذهنی ، “اراده گرایانه” و “جبری” نیست .
گمان می کنم پرسش شما را خود مقاله با صراحت پاسخ گفته است ونیازی به پامنبری حقیر نیست .
جستجوي هدف استراتژيك در مرحله كنوني در احزاب كمونيست و كارگري!
رفيق عزيز آرش وجداني حق با شماست. موضع مقاله نامه مردم، «موضع طبقه كارگر در قبال ديگر نيروهاي طبقاتي» است … كه «از منظر منافع طبقه كارگر به رخ دادها مي نگرد …». در اين زمينه توافق كامل ميان ما برقرار است. بازتاب اين توافق در برجسته نمودن فرازهاي مقاله ي نامه مردم در نوشتار “اميد واهي” قابل شناخت است. همانجا سه نكته ي پاياني سطور شما نيز مورد تائيد قرار گرفته است.
بدين ترتيب گفتگوي پاگرفته ميان توده اي ها كه به دنبال گام پراهميت شما ممكن شده است، بحث كنوني را ميان توده اي ها، همانند در احزاب ديگر كمونيستي به سطحي علمي هدايت مي كند كه در آن جايي براي «سنگ به سنگ» پرت كردن وجود ندارد.
نك روند بررسي درباره ي استراتژي مبارزه در شرايط كنوني را نزد حزب كمونيست آلمان اين پرسش تشكيل مي دهد كه چگونه مي توان با شركت در نبرد طبقاتي كارگران، انتقال آگاهي طبقاتي را به درون زحمتكشان و متحدان نزديك و دور آن تقويت نمود، و از اين طريق، به بهبود شرايط به منظور برپايي جبهه هاي دموكراتيك – در ايران جبهه ضد ديكتاتوري -، كمك كرد؟ به سخني ديگر، قله ي بحث، يافتن پاسخي است به پرسش سوم در نظر بيان شده توسط شما كه به درستي «تحول اجتماعي [را] امري عيني، مادي و بر مبناي توازن قوا و رشد جامعه» ارزيابي مي كند. با بياني ديگر، پرسش درباره ي چگونگي استراتژي در شرايط كنوني مطرح است كه هدف آن، كمك به تغيير شرايط عيني، ذهني و توازن قواي نامناسب حاكم است!
رفيق آرش عزيز، همان طور كه قابل شناخت است، گفتگو ميان توده اي ها، در سطح عالي علمي- ديالكتيكي جريان دارد. پرسش من از شما در ابرازنظر پيش كه «آيا طبقه كارگر نيز به عنوان نيروي عمده در جامعه “نقش عامل آگاه در گذار از ديكتاتوري” را ايفا سازد»؟ از اين رو نك روند بحث علمي كنوني را تشكيل مي دهد، زيرا توجه ي انديشه ي توده اي را به يافتن راهكارهاي مبارزاتي براي تقويت نيرويعمده ي كارگري در مبارزه ي ضد ديكتاتوري جلب مي كند! صحبت بر سر گشودن راهكار هاي جديد در كنار مبارزه ي اتحادي در جامعه است و نه جايگزين ساختن مبارزه ي اتحادي، يا نفي آن!
گفتگوي علمي- ديالكتيكي ميان توده اي ها به منظور رشد نك جوانه ترقي اجتماعي، و يافتن شيوه هاي ضرور براي تقويت آن، يك بحث دلبخواهي و اراده گرايانه نيست. مبتني است بر انديشه يِ انتقاديِ ماركسيستي به منظور تغيير شرايط حاكم. به منظور تغيير شرايط عيني حاكم، در ارتباط تنگاتنگ با آگاهي ذهني انسان.
تغيير شرايط عيني و ذهني در روند ايجاد شدن “وحدت ديالكتيكي نظر و عمل” (تئوري و پراتيك اجتماعي) پا مي گيرد و عملي مي شود. هانس هينس هولس، فيلسوف معاصر آلماني، اين روند را در پنج گام توصيف مي كند: حين عمل، نظر درباره ي آن (شرايط، فراز و فرودها و …) پا مي گيرد كه به صورت طرحي جديد در ذهن مطرح مي شود. بازتاب اين طرح بر روي عمل، با واكنش انتقادي روبرو مي شود. واكنش انتقادي تدقيق طرح را ممكن مي سازد و بر روند تغيير شرايط عيني و ذهني حاكم موثر واقع مي گردد.
رفيق عزيز آرش، اميدوارم با ادامه گفتگو، گام پراهميت برداشته شده توسط شما، بيش از اين راهگشا گردد. بررسي مشخص شرايط مشخص نبرد طبقاتي كارگران ايران در شرايط كنوني – كه پرسش قبلي من نيز به آن بازمي گردد -، مي تواند براي ايجاد شدن تفاهم متقابل براي توسعه كمّي و كيفي مبارزه ي حزب توده ايران، حزب طبقه ي كارگر ايران براي انجام وظايف دموكراتيك و سوسياليستي آن، كمك باشد.