مقاله شماره: ١٣٩۵ / ۱۰۳ ( ۱۶ اسفند)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
ترا انكار كردند، لطافت گلگونت را، اشك هاى چون خونت را، نگاه عاشقانه ات را، زيبائى
شاعرانه ات را.
سقف خانه هايت را كوتاه ساختند، بر دريچه هاى آرزويت گِل گرفتند، و آسمانِ خانه ات
هماره ابرى بود، و تو خورشيد را انتظار مى كشيدى.
***
دنيايت را باغچه اى نهادند، در حياط خلوت خانه ات،
كه با پرچين غمين تنهايى … محصور شده بود،
قلبِ خونينت را كاشتى، و زبان خاموش و شيرينت را، و رنج ها را، و قصه هاى بى پايان
حقارت ها را، و تو خورشيد را دردمندانه انتظار مى كشيدى.
***
آسمان بر تو حكم راند،
به كثرت باران هايش،
و ترا نيمه خواند.
زمين بر تو شوريد، و ترا انسانى حقير ناميد.
حاكمان و محكومان، توأمان بر تو حكم راندند.
همسرانت بر تو حكم راندند
و تو، مرهم دردهايشان بودى.
عاشقانت بر تو حكم راندند
آنانى كه نوازش دستانت را تمنا مى كردند،
فرزندانت بر تو حكم راندند
هم آنانى كه ديروز از پستان هايت شيره حيات مى مكيدند.
و آسمان گواه بود، و ماه و خورشيد گواه.
ترا در حرير پيچاندند، و تو هيچ نگفتى، و دردمندانه نگاه مى كردى مظهر خورشيد را.
تو را در سرير خواستند، و تو هيچ نگفتى، و نگاه مى كردى.
ترا چون تابلويى رنگين، بر ديوار سرد خانه ها آويختند، و تو هيچ نگفتى، و باز هم نگاه مى
كردى.
***
اگر مرا بر دار كردند، ترا خوار كردند.
اگر لبخند را از لبانم گرفتند، ترا هرگز لبخند نياموختند.
اگر بال هاى مرا شكستند، ترا هرگز پرنده نخواستند.
من زيستم، و تو زيستى شكيبا، در انتظار دراز و دردآور خورشيد. (٨ مارس، از شعرهای زندان احسان طبری)
نبرد به منظور برقراري تساوي حقوق زنان و آزادي زن، نبرد براي آزادي انسان به معناي عام است! نبرد براي گذار انقلابي از سرمايه داري و استثمار انسان از انسان است! نبرد براي برقراري جامعه ي سوسياليستي و كمونيستي است!
تابلوي تساوي حقوق زن در سرمايه داري سيمايي ديگر و دروغين دارد. نيلوفر رحماني، اولين زني است كه براي او نيروي هوايي افغانستان پس از سلطه طالبان در اين كشور، امكان آموزش خلباني را به وجود آورده است. اين “امكان” از اين رو به وجود آمد كه گويا هواپيماهاي ناتو هزاران تُن بمب “حقوق زنان” را بر سر دهكده ها و مردم بي پناهِ اين كشور ريختند … و ارتش آلمان، آن طور كه افسانه دولتي مدعي است، گويا از امنيت آلمان در هندوكش دفاع مي كند و تساوي حقوق زنان را در سطح جهاني بر پرچم خود حك كرده است!
نيلوفر رحماني در سال ٢٠١٥ براي آموزش خلباني به آمريكا گسيل شد. بانوي اول ايالات متحده آمريكا، ميشله اوباما، به او نشان “Women of Courage Award” اهدا نمود. در پايان دسامبر ٢٠١٦ مي بايستي نيلوفر به افغانستان بازمي گشت. اما او تقاضاي پناهندگي سياسي از آمريكا كرد.
طالبان و محافظه كاران در خانواده، او را به قتل تهديد كرده اند. زيرا يك زن حق ندارد خلبان باشد. ماموران امنيتي افغاني او را به دروغ گويي متهم مي كنند. (اوتست ٣ مارس ٢٠١٧)
چنين است وضع امنيت و تساوي حقوق براي زنان در افغانستان به دنبال جنگ ناتو!
با توجه به تفاوت رشد مدني در جامعه ايران نسبت به افغانستان، وضع حقوق زنان ميهن ما ايران به مراتب اسفبار تر است.
نيمي از مردم ميهن ما كه با توانايي هاي دانش و هنر و مواضع ترقي خواهانه اجتماعي چشمگيرند، زير ارتجاعي ترين تصورات دوران قبيله اي- برده داريِ مذهب ارتجاعي رنج مي برند. نبرد براي تساوي حقوق زنان در ايران، نبرد انقلابي عليه ديكتاتوري متكي به تصورات مذهب ارتجاعي نيز است.
………………………………………………………………………………………………………………………………
منبع: حماسهء نبرد انسان: دیالکتیک شعرهای زندان احسان طبری، فرهاد عاصمی


