image_pdfimage_print

مسئله اتحادها (٣)
”اتحاد و انتقاد“ در برداشت تارنگاشت ”عدالت“
«احمدىنژاد به دنبال چيست»

زمانى كه گفته مىشود كه بايد با تشتت نظرى در جنبش توده‏اى مبارزه كرد و مسئولين حزبى از همه در اين زمينه مسئول‏تر هستند، عده‏اى مىگويند، ”مگر رفيق خاورى مىتواند معجزه كند“؟
البته هيچ‏كس «رستم دستان» نيست و ”معجزه“ هم نمىتواند بكند. طرح اين گونه مسائل جدى نيست.

بحث بر سر اين نكته است، كه تنها با برخورد صميمانه نظريات در مورد مسائل مورد بررسى است كه نظريات صيقل مىيابند و تدقيق مىگردند و مضمون مبارزات حزب توده ايران در جنبش توده‏اى و بين مردم درك مىشود. تنها از اين طريق نيز ممكن مىگردد، كه مواضع صادقانه، اما اشتباه، در برابر مواضعى كه از خارج به درون جنبش توده‏اى وارد شده و با ذاّت جنبش توده‏اى در تضادند و هدف ديگرى را دنبال مىكنند، شناخته و افشا شوند. يعنى سّره از ناسّره تشخيص داده شود.
كوشش براى جلب توجه رفقاى مسئول به مسئوليت تاريخى در مبارزه براى رفع تشتت نظرى در جنبش توده‏اى، از چنين مضمونى برخوردار است! مضمونى كه داراى محتوايى عينى و مادى، و نه افسانه‏‏اى، رازگونه- عرفانى و يا اخلاقى مىباشد!
جنبش توده‏اى داراى هيچ وسيله ديگرى جز بحث صميمانه و متين و مبتنى بر انديشه تئوريك و فلسفى حزب توده ايران ندارد، تا بتواند از سقوط در ورطه اشتباه و گمراهى دورى جويد. بايد با گوش هوش به خاطره طنين گرم صداى سياوس كسرايى گوش فراداد، كه ”خـطر“ را گوشزد مىكند:

خطـر!
جاده لغزنده و شب تاريك است.
در فراز درّه، ره باريك است.
رهگذر،
در چنين گرده صعب و چنان تنگه هول،
با چراغى كه نفس مىبردش دم به دم،
از يورش باد،
كج نيفتى به چپ و راست، خطـر!
سياوش كسرايى، ٩ بهمن ١٣٦٤

ابرازنظر ٤ و ٥
«گر بيفروزيش، رقص شعله‏‏اش در هر كران پيداست»
«تضاد علم و خرافات»
«زبان توده‏اى‏‏»

اگر در هر دو عرصه، عرصه پايمال شدن آزادى‏‏هاى‏‏ دمكراتيك و قانونى‏‏ و عرصه تاراج ثروت‏هاى‏‏ ملى‏‏ توسط ارتجاع داخلى‏‏ و جهانى‏،‏ مردم را به مبارزه دعوت نكرده‏ايم، به علت بى‏‏اطلاعى‏‏ ما از تركيب مجلس و اهداف قشربندى‏‏ در حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ در جمهورى‏‏ اسلامى‏‏ ايران نبوده است. علت اين بى‏‏تحركى‏‏ِ توجيه‏ناپذير و غيرمستدل، علت اين بى‏‏تحركى‏‏، فقدان موضع انقلابى‏ در انديشه و عمل‏ ما بوده است.
سكوت و عدم تحرك انقلابى‏‏ ما، ناشى‏‏ از فقدان شناخت ما از ”اصلى‏‏ترين تضاد“ حاكم بر جامعه و عدم درك ما از لزوم مبارزه انقلابى‏ در ”اصلى‏‏ترين عرصه مبارزه اجتماعى‏‏“ بوده است!

عرصه مصاف مردم با ارتجاع، عرصه‏ مبتنى‏‏ بر قانون اساسى‏‏ است!
تبليغ براى‏‏ منافع مردم و در دفاع از منافع ملى‏‏ بايد مبارزه‏جويانه و شورانگيز و با كيفيت انقلابى‏‏ باشد، بايد بيفروزيش، تا رقص شعله‏اش تن‏ را گرم و روح‏ را به جولان وادارد. تبليغ براى‏‏ تجهيز توده‏ها به‏منظور به عقب راندن ارتجاع از مواضعى‏‏ كه به طور غيرقانونى‏‏ به چنگ آورده، ‏ديده شدن شعله آتش، از كران تا كران است.

«اعجـاز فـرزنـد بـاور اسـت» (احسان طبرى‏)

”بهرام“، يكى‏ از علاقمندان در ابرازنظر انتقادى‏ خود ازجمله بر نكته پراهميتى‏ انگشت گذاشته و آن را «پرحرفى‏ و به رخ كشيدن اطلاعات مثلاً تئوريك» ناميده است. اين انتقاد درواقع بيان انتقاد برخى‏ از علاقمندان با نگاهى‏ ديگر مى‏باشد. متاسفانه انتقاد داراى‏ اشكال «تند و دردآور» نيز است، آنطور كه ”سردبير راه‏توده“ انتقاد خود را نسبت به به‏كار بردن واژه «ديالكتيك» در نوشته‏هاى‏ ”توده‏اى‏ها“ مى‏نامد و معتقد مى‏باشد كه با «حلوا حلوا» گفتن، دهان شيرين نمى‏شود.

اما مسئله جدى‏تر از آن است، كه ”توده‏اى‏ها“ براى‏ آرامش منتقدين و تظاهر به احترام گذاشتن به وضع روحى‏ افراد، آن را دقيق‏تر به بحث نگذارد. لذا سطور زير: