image_pdfimage_print

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏‏ها (٧)
انديشه غيرديالكتيكى‏‏‏ آذرنگ، حقيقت را درك نمى‏‏‏كند
انتخابات رياست جمهورى‏‏‏ و اصلى‏‏‏ترين تضاد

مقاله شمار ٥٢/١٣٨٧

كليت، حقيقت است، جمله معروف هگل مى‏‏‏باشد. حقيقت اما يك بافت يك دست، يك لايه، با يك جنبه و وجه و لحظه و … نيست، بلكه «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» به قول ماركس از بهم‏تنيدگى‏‏‏ و بهم‏پيوستگى‏‏‏ مجموعه‏اى‏‏‏ از لايه‏ها، جنبه و وجه و لحظه‏ها و… تشكيل مى‏‏‏شود، كه تحت تاثير شرايط تغيير يابنده، در حال تغيير و شدن است. هر چه پديده رشد‏يافته‏تر باشد، پيچيدگى‏‏‏ و هزار لايگى‏‏‏ آن بيش‏تر است.
روند رشد و تغيير از ساده به بغرنج و از بسيط به مركب را مى‏‏‏توان در كليه پديده‏ها يافت و نشان داد. جامعه طبقاتى‏‏‏ پيشرفته سرمايه‏دارى‏‏‏ در تاريخ بشرى‏‏‏ بدون ترديد يكى‏‏‏ از بغرنج‏ترين و مركب‏ترين پديده‏هاست، كه شناخت و درك از آن را ماركس در ”كاپيتال“ وظيفه دورانساز خود قرار داد. ماركس به منظور توضيح و تشريح ساختار و عملكرد نظام سرمايه‏دارى‏‏‏، به نگارش يك كتب دستور عمل براى‏‏‏ انديشه ديالكتيكى‏‏‏ نپرداخت، بلكه اسلوب و انديشه ديالكتيكى‏‏‏ را گام به گام و در جاى‏‏‏ جاى‏‏‏ پژوهش و بررسى‏‏‏ صورتبندى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ سرمايه‏دارى‏‏‏ در ”كاپيتال“، و در زيربناى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏ آن، بكار گرفت و آن را ترسيم نمود.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏ها (٦)
”جبهه متحد خلق“، شعارى‏‏ امروزين در دفاع از برنامه موسوى‏‏؟
”نامه‏مردم“ وفادار به تحليل ماركسيستى‏‏ نيست

مقاله ٥١/١٣٨٧
در ارتباط با مسئله اتحادهاى‏‏ اجتماعى‏‏ در شرايط كنونى‏‏، پلنوم وسيع ك م حزب توده ايران، آذر ١٣٨٧ مواضعى‏‏ را در اسناد مربوطه اتخاذ و اعلام كرده است، كه فاقد خصلت انقلابى‏‏ هستند. اين مواضع همچنين فاقد روشنى‏‏ و صراحت ضرورى‏‏ مى‏‏باشند. به نظر لنين اما دارا بودن نظر روشن و صريح درباره مضمون ”اتحاد“ با نيروهاى‏‏ اجتماعى‏‏ ديگر، ضرورى‏‏ است، تا اتحاد به «مفهوم موهومى‏‏» تبديل نشود.
ريشه تئوريك نارسايى‏‏هاى‏‏ پيش گفته در اسناد فوق، قرار داشتن انديشه ”اتحاد“ برپايه ”ذهنيت“ نيروهاى‏‏ اجتماعى‏‏ است. عينيت روند نبرد طبقاتى‏‏ در جامعه براى‏‏ شناخت ”اتحاد“هاى‏‏ ضرورى‏‏ در ارتباط با دوران پس از پيروزى‏‏ انقلاب و نه در دوران كنونى‏‏، انعكاسى‏‏ در اسناد نمى‏‏يابد. عليرغم ادعاى‏‏ آنكه ارزيابى‏‏ شرايط برپايه «ديدگاه علمى‏‏» سنتى‏‏ حزب توده ايران عملى‏‏ شده است، نظريات فاقد كارپايه تئوريك منسجم و به‏ويژه فاقد شناخت ماترياليست تاريخى‏‏ از هستى‏‏ اجتماعى‏‏ هستند.
فقدان اين كارپايه تئوريك به ويژه در سند ”ايران سى‏‏سال پس از انقلاب شكوهمند بهمن“ (”ايران…“) به چشم مى‏‏خورد. در اين سند نقش و امكانات ”جبهه متحد خلق“، به مثابه پيش‏شرط تعميق انقلاب بهمن در آن دوران، درك نشده باقى‏‏ مى‏‏ماند و به ارزيابى‏‏ نادرست از سياست حزب توده ايران در آن دوران منجر مى‏‏شود. تبلور اين ارزيابى‏‏ نادرست از سياست ”اتحاد“ حزب توده ايران در آن دوران، به زمينه توجيه سياست اتحاد در دوران كنونى‏‏ تبديل مى‏‏گردد و موجب آن مى‏‏شود كه حزب توده ايران اكنون در كنار اپوزيسيون راست و سلطنت طلب و ”چپ“ غيرانقلابى‏‏ و سوسيال دموكرات در خارج از كشور قرار گيرد. براى‏‏ اثبات نكات فوق، به بررسى‏‏ اسناد برشمرده شده بپردازيم:
”ايران سى‏‏سال پس از انقلاب شكوهمند بهمن“

ميرحسين موسوى‏‏، نامزد رياست جمهورى‏‏
دستاوردهاى‏‏ دموكراتيك انقلاب مردمى‏‏ و ضدامپرياليستى‏‏ را به ثمر برسانيم
عرصه آزادى‏‏ و عدالت اجتماعى‏‏، اصلى‏‏ترين عرصه نبرد

مقاله شماره ٥٠/١٣٨٧

ميرحسين موسوى‏‏ در اعلاميه كوتاهى‏‏ نامزدى‏‏ خود را براى‏‏ شركت در انتخابات پيش‏رو براى‏‏ دوره دهم رياست جمهورى‏‏ اعلام داشت. او اقدام خود را «اداى‏‏ وظيفه» مى‏‏نامد. وظيفه‏اى‏‏ كه در برابر «مستضعفان» و مردمى‏‏ احساس مى‏‏كند كه «مطمئن‏ترين پايگاه براى‏‏ ارزش‏هاى‏‏ برآمده از انقلاب اسلامى‏‏ و آماده‏ترين قشر براى‏‏ اصلاحگرى‏‏ و پايبندترين پشتوانه براى‏‏ اصول و اصول‏گرايى‏‏ …» هستند.