image_pdfimage_print

”چپ“ كدام برنامه ”اقتصاد ملي“ را پيشنهاد مي كند؟
نقش «میز احزاب»؟

مقاله شماره: 1393 / 49 (23 اسفند)
واژه راهنما: برنامه اقتصاد ملی برای مرحله ملی- دمکراتیک فرازمندی. «چپ ایران [و] بورژوازی ملی».

در مقاله ”بورژوازي ملي، مدار مولد سرمايه“ (اخبار روز، ٦ اسفند ١٣٩٣، ٢٥ فوريه ٢٠١٥ www.akhabr-rooz.com ) ”حميد آصفي“ برنامه ”اقتصاد ملي“اي را براي ايران مطرح مي سازد كه در آن، «حمايت از بورژوازي ملي مولد»، كه گويا وظيفه «چپ ملي در ايران» است، محور اصلي پيشنهاد را تشكيل مي دهد. وظيفه اي كه گويا پيش تر در جريان «جنبش دموكراتيك ملي جنگل و جنبش ملي شدن نفت» به آن عمل نشده است: «چپ ايران بورژوازي ملي را به رسميت نشناخت و جدي نگرفت و بخصوص بعد از پيروزي انقلاب سوسياليستي در روسيه از شناسايي بورژوازي ايران روي برگرداند …».

مذهب، ريشهِ تاريخي زن ستيزي!
نگاهي به تاريخ جادو و مذهب!

مقاله شماره: 1393 / 49 (18 اسفند)
واژه راهنما: نامه فردریش انگلس به ژوزف باخ. رشد اندیشه سحرآمیز- جادویی به مذهبی.

مقدمه اي براي معرفي بخش هايي از كتاب ”وارثان گيلگامش“، اثر عبداله اوچلان، در باره تاريخ ١٢ هزار ساله قوم هاي آريايي زبان ساكن منطقه ”مزوپوتامين“. در كتاب، تاريخ برپايي تمدن اين قوم ها، با نام تمدن سومرآيي توصيف مي شود كه با تاريخ ”انقلاب كشاورزي“ در دوران سنگ نو در جامعه بشري آغاز مي گردد. گذار از جامعه كمونيستي كهن كه مبتني بر روابط ”مادرسالاري“ و باور به تصورات سحرآميز- جادويي انسان است، به نظام برده داري مبتني بر سلطه نظم ”پدرسالاري“ در جامعه سومرآيي كه پنداشت وجود خدايان آسماني ايدئولوژي آن را تشكيل مي دهد، توضيح داده مي شود و با كشفيات جديد در كاوش هاي باستان شناسي دهه هاي اخير در منطقه مستند مي گردد. رهبر زنداني حزب كارگران كردستان اين كتاب را در زندان ايمرعلي تركيه به عنوان دادخواست عليه محكوميتش در تركيه، به دادگان حقوق بشر اروپايي نگاشته است.

جبهه ضد ديكتاتوري با مخالفان رنگارنگي روبروست!
نگاهي به هشتم مارس، روز جهاني زن!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٤٨ (١٤ اسفند)
واژه راهنما: بحثي در باره برخي دلايل شكست انقلاب بهمن. ريشه مذهبي زن ستيزي. ”اولين ضد انقلاب عليه زن“. مبارزه براي خواسته هاي ”زميني“ انسان. محمد يزدي مي كوشد صداي زن و مادر را به نام ”اسلام“ خاموش سازد.

گذار از سلطه ديكتاتوري ولايي از اين رو به برپايي جبهه ضد ديكتاتوري با برنامه اي شفاف و مورد تائيد همه نيروهاي خواستار آزادي و عدالت اجتماعي نياز دارد، زيرا تجربه منفي در دوران پس از پيروزي انقلاب بهمن ٥٧ مي آموزد كه نبود جبهه متحد خلق با برنامه حداقل مشترك، شكست نهايي انقلاب را به انقلابيون تحميل نمود. نبود چنين جبهه اي از يك سو نيروهاي انقلابي را پراكنده و تاثير عملكرد آن ها را محدود، و از سوي ديگر، زمينه تاثير توطئه هاي دشمنان رنگارنگ انقلاب را دو چندان ساخت.