image_pdfimage_print

خاطره زندان شما

١٣٨٨ / ٢٢

بابك گرامى‏‏
با سپاس برا‏ى‏‏ نامه شما كه در آن گوشه‏ا‏ى‏‏ از رنج تودها‏ى‏‏ها‏ى‏‏ در بند را برمى‏‏شمريد.
آنچه كه نگارنده از نامه پر خاطره شما استنباط مى‏‏كند، نكات زير است:
١- زنده‏ياد نورالدين كيانورى‏‏ در زندان زير فشار بود كه مصاحبه كند.
او خود نيز در اين‏باره در نامه افشاكننده خود به آيت‏الله خامنه‏ا‏ى‏‏ درباره شكنجه‏هاى‏ اعمال شده در زندان، واقعيت فوق را بيان كرده و شكنجه‏ها‏ى‏‏ غيرانسانى‏‏ بدنى‏‏ و روحى‏‏ را به خود، همسرش و ديگر مبارزان دربند برمى‏‏شمرد و درباره انگيزه آن مى‏‏نويسد: «همانجور كه يادآور شدم، همه اين شكنجه‏ها برا‏ى‏‏ اين بود كه از افراد برجسته حزب توده ايران اين اعتراف دروغ را بگيرند كه گويا حزب توده ايران تدارك يك كودتاى‏‏ مسلحانه را مى‏‏ديده؛ تدارك كودتايى‏‏ كه قرار بود در آغاز سال ١٣٦٢ عملى‏‏ گردد.»
او در برابر ادعا‏ى‏‏ اينكه گويا اعضا‏ى‏‏ ديگر هيئت دبيران حزب اين دروغ را پذيرفته‏اند، ازجمله مى‏‏نويسد: «اولا، اگر همه افراد حزب هم اين را در برابر چشم من بگويند، من اين دورغ را نمى‏‏پذيرم و برانم كه آن‏ها هم زير همان فشارهائى‏‏ كه به من وارد شده و يا بدتر از آن، به اين دورغ اعتراف كرده‏اند.»
٢- آنطور كه نوشته‏ايد، رفقا‏ى‏‏ دربند پس از دريافت اين خبر كه «حزب شعار طرد ولايت فقيه را مى‏‏دهد، خوشحال شدند. هرچند عده‏ا‏ى‏‏ هم از [شعار] برانداز‏ى‏‏ ولايت فقيه [پشتيبانى‏‏ مى‏‏كردند]، ولى‏‏ با بحث بيشتر متوجه شديم كه شعار برانداز‏ى‏‏ در اين شرايط حزب را دچار محدوديت عملى‏‏ [مى‏‏كند] و در كنار نيروها‏ى‏‏ كاملا ارتجاعى‏‏ قرار مى‏‏دهد و مى‏‏تواند باعث بشود، حزب از مبارزات توده‏ها‏ى‏‏ ميليونى‏‏ مردم به كج راه برود و [شعار] طرد ولايت فقيه مى‏‏تواند پايه‏ حداقلى‏‏ برا‏ى‏‏ برون رفت از استبداد و جبهه متحد باشد.»
٣- شما تشديد فشار نيروها‏ى‏‏ امنيتى‏‏ بر توده‏ا‏ى‏‏ها بعد از انتشار شعار ”طرد ولايت فقيه“ مصوب پلنوم هيجدهم را برمى‏‏ شمريد و مى‏‏نويسد: «از اين رو بود كه فشار نيروها‏ى‏‏ امنيتى‏‏ رو‏ى‏‏ ما و بخصوص رفيق كيانور‏ى‏‏ برا‏ى‏‏ مصاحبه و رد اين شعار از اهميت فراوانى‏‏ برخوردار بود.»

در نشر اين ”نامه“ قدرى‏‏‏ تأمل نمايد!
علت، پراكندگى‏ نظرى‏ و سازمانى‏ است!

١٣٨٨ / ٢١

شاهرخ گرامى‏‏‏
حق با شماست، تأمل بيشتر مى‏‏‏توانست سدى‏‏‏ موثر در برابر اشتباه باشد. نگارنده از اين تجربه آموخت و نامه‏هاى‏‏‏ بعدى‏‏‏ را منتشر نساخت.
نگارنده همچنين صدور اطلاعيه ١٥ ارديبهشت دبيرخانه كميته مركزى‏‏‏ حزب را ناشى‏‏‏ از بدفهمى‏‏‏ در انتقال مطلب ارزيابى‏‏‏ كرد. اشتباهى‏‏‏ كه مى‏‏‏تواند تجربه‏اى‏‏‏ باشد براى‏‏ مسئولان،‏ تأمل و وسواس بيشترى‏‏ در صدور اطلاعيه‏هايى‏‏‏ اينچنانى‏‏‏ از خود نشان دهند. ترديد ندارم كه شما نيز در اين مورد ارزيابى‏‏‏ مشابهى‏‏‏ داريد و لابد نظرتان را به رفقا نيز بيان داشته‏ايد و تصحيح اشتباه و توضيح ضرور را از آن‏ها نيز تمنا كرده‏ايد.