«انسـان»؟ (بخش دوم)
ديدگاه ماركسيستى درباره انسانشناسى (آنتروپولوژى) و برداشتهاى بنيادى آن
مقاله شماره ٢٨ (پنجم ديماه ١٣٨٨)
در اينجا مايلم لااقل يك مثال براى پرسشى مطرح سازم كه تاكنون مورد بررسى قرار نگرفته، و يا مىتوان گفت حتى طرح هم نشده است، كه اما بررسى آن مىتواند با نتايج تئوريك و عملى بسيار مهمى همراه باشد. در صفحات محدودى از ”سرمايه“، ماركس روند كار بيان شده در پيش را برمىشمرد و نشان مىدهد كه در كليت خود كار انسان – برخلاف هر نوع فعاليت حيوان – در دو شكل متضاد وجود دارد. اين در حالى است كه هر دو از يك پايه مشترك برخوردارند.


