image_pdfimage_print

ديالكتيك منافع طبقاتي و ايدئولوژي – پيامدهاي سياسي آن!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥٣ (٥ شهريور)
واژي راهنما: تئوريك. سياسي
وحدت منافع طبقه ي كارگر و لايه هاي بورژوازي ملي و خرده بورژوازي ميهن دوست و ضد امپرياليست در مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه به مثابه وضع ”خاص“ي در روند مشخص و تاريخي. بازتاب همزمان ايدئولوژي و منافع طبقاتي در نبرد براي دمكراسي، عدالت اجتماعي و حفظ منافع ملي. چگونگي انعكاس هستي اجتماعي در آگاهي. رابطه ميان آگاه بودن و آگاه نبودن در باره ي علت واقعي پديده ها. موضع رفيق عزيز خاوري در مصاحبه با ”جهان جوان“ مبتني است بر انديشه ماركسيستي- توده اي.

”راه توده“ و ”عدالت“ پايبند به تحليل ماركسيستي نيستند!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥٢ (٤ شهريور)
واژي راهنما: سياسي
«دو تارنگاشت مدعي ”چپ“» نه ”عمده“ و نه ”كليت“ را طرح و مورد توجه قرار مي دهند.

در نويدنو مقاله اي با عنوان «راه توده و عدالت: تطهير چهره جلاد!» به قلم رفيق هاتف رحماني انتشار يافته است.

مصرف گرایی و یا رفاه اجتماعی؛ دیالکتیک نیاز به کالا و نیاز به مصرف
چگونه مي خواهيم زندگي كنيم؟

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥١ (٢ شهريور)
واژه راهنما: سياسي. اقتصادي
رفيق عزيز سيامك در باره «مصرف گرايي» به مثابه يك «مدل اقتصادي» در نظام سرمايه داري دوران افول مي نويسد.

اهميت مقاله ي تحقيقاتي پيش رو تنها در مضمون پر سويه ي آن در افشاي جوانب مختلف ”مصرف گرايي“ به مثابه يك ”مدل اقتصادي“ در نظام سرمايه داري دوران افول نيست كه به خطري براي هستي بر روي زمين تبديل شده است. جنبه ي پراهميت ديگر مقاله كه مطالعه آن را به مثابه دريافت يك مجموعه از اطلاعات براي مبارزان علاقمند براي تغيير شرايط در ايران و جهان ضروري مي كند، طرح پرسش «چگونه مي خواهيم زندگي كنيم؟» است كه به پرسشي مبرم براي انسان و گونه انساني بدل شده و موضوع بحث و انديشه كارشناسان را ازجمله در كشورهاي آلماني زبان نيز تشكيل مي دهد.
براي نمونه پروفسور نيكو پچ Niko Paech ، استاد كرسي ”توليد و محيط زيست“ در دانشگاه اولدنبورگ (آلمان) كه در مصاحبه اي كه هم زمان با برگزاري ”نمايشگاه Gamescom“ در شهر كلن در آلمان با روزنامه جهان جوان (١٩ اوت ٢٠١٦) انجام داد، مي گويد: «انسان داري حقي براي برخورداري از يك جامعه مصرف گرا ندارد، اما داراي حق انساني در برخورداري از خوراك، پوشاك، سلامتي و آموزش است». استاد اقتصاددان كه در تحقيقات خود شرايط عملكرد و تاثير يك «اقتصاد بدون رشد» را مورد پژوهش قرار مي دهد، با نشان دادن خطراتِ ناشي از ”مدل اقتصادي توليد براي مصرف“ براي محيط زيست و سرنوشت هستي بر روي زمين، خواستار «تقليل خواست هاي مادي زياده خواهانه» است و آن را «بحث در باره ي كيفيت اقتصاد پس از رشد» مي نامد. در مدل مورد پژوهش اين استاد علم اقتصاد، «تقليل ساعات كار هفته به ٢٠ ساعت» براي سطح رشد نيروهاي مولده در كشور آلمان توصيه مي شود. او خواستار «تقليل توليد صنعتي در سطح نياز اجتماعي» است، تا از جمله به توليد افزارهاي الكترونيكي كه تنها در خدمت سودورزي اند، پايان داده شود.

مقاله ي تحقيقاتي رفيق عزيز سيامك با مروري بر تاريخ مصرف گرايي آغاز مي شود و با زباني انتقادي و در عين حال شيرين كه ترفندهاي صنعت تبليغاتي نظام سرمايه داري را با ريشخند برملا مي سازد، مطالعه نوشتار را دو چندان لذت بخش مي سازد. (ف ع)