image_pdfimage_print

”آگاهي كاذب“، اهرم تبليغات طبقات حاكم! !
چرا لوس آنجلس نشيني به ياد حزب توده ايران افتاده است!

مقاله ي شماره: ١٣٩٥ / ٥٠ (٣٠ مرداد)
واژه ي راهنما: تئوريك. سياسي
حقيقت به مثابه روند. سرشت سه بُعدي واقعيت تاريخي. «حقیقت، کلیت است» (هگل). ديالكتيكِ ”نقطه و خط“، ”نسبي و مطلق“، ”ظاهر و مضمون“. «تاريخ، تاريخ نبرد طبقاتي» (ماركس- انگلس). بازتاب مضمون تاريخ، درك مرحله ي ”ماترياليسم تاريخي“ رشد جامعه، درك ”اقتصاد سياسي“ آن.
وظيفه سطور كنوني، بررسي روندي است كه لئو كفلر آن را در كتاب ”تاريخ و ديالكتيك“، «بغرنجي ظاهر امرِ پديده هاي تاريخي» مي نامد. به سخني ديگر، وظيفه، بررسي ريشه هاي ذهني و عيني ايجاد شدن ”آگاهي كاذب“ نزد انسان است. تبليغاتِ طبقاتي حاكمان با استفاده از چه مكانيزم و اهرم هايي مي تواند موثر واقع شود؟
خطر حذف انديشه ماركس، انگلس و لنين از مطبوعات حزب طبقه كارگر ايران را با انتشار ”دنيا“ پاسخ دهيم!

بازتولید سیاست توده ای با اسلوب بررسی مشخصِ پدیده ی مشخص!

مقاله ی شماره: 1395 / 49 (22 مرداد)
واژه راهنما: تئوریک. سیاسی
پرسش های رفیق سیامک برای شفاف سازی مضمون سند مصوبه پلنوم تیرماه 1395 کمیته مرکزی حزب توده ایران

باز هم در باره ی ”راست روي“ و ”چپ روي“!
تفاوت ميان فهميدن و درك كردن چيست؟

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٤٨ (١٧ مرداد)
واژه راهنما: تئوريك
”بررسي مشخصِ پديده مشخص“. اسلوب بررسی ماتریالیست دیالکتیکیِ پدیده. تئوریِ شناخت مارکسیستی- توده ای. درک مضمون. انتزاع درک شده.

در «گزارش هيئت سياسي به سومين پلنوم كميته مركزي حزب توده ايران» كه مورد تصويب نشست قرار گرفت، در «بخش ايران» و هم در «بخش جهان» به درستي بر اهميت شناخت و دوري از «راست روي» و «چپ روي» در مبارزه ي اجتماعي اشاره و هشدار داده شده است.
وظيفه اين سطور بررسي مجدد «گزارش …» نيست. در اين زمينه پيش تر توضيحاتي در مقاله ”بدون اقتصاد سياسي جايگزين، تجهيز توده ها ممكن نيست” داده شد (١). وظيفه کنونی، بررسي شكل طرح انتقاد در «گزارش …» است.
در اين ارتباط، پاسخ به اين پرسش ضروري به نظر مي رسد كه اسلوب ”بررسي مشخصِ پديده ي مشخص“ كه مضمون بررسي ماركسيستي- توده اي را از هر پديده اي تشكيل مي دهد، از چه ويژگي شكل و ساختاري برخوردار است و چرا پايبندي به آن، پايبندي به تئوري شناخت ماركسيستي است كه به نوبه خود، محكي قابل بازتوليد است و سلامت يك بررسي ديالكتيكي مبتني بر ماترياليسم را تامین می کند ؟