image_pdfimage_print

زنده‏باد بحث بين توده‏اىها (٤)
”عدالت“، اتحاد را جايگزين نبرد طبقاتى مىپندارد
جريمه فقدان سياست مستقل، پراگماتيسم است

مقاله 1387/46
بحث پيش (http://www.tudeh-iha.com/?p=740&lang=fa)، كه روي سخن آن با تارنگاشت عدالت و نظريه‏پرداز ارشد آن ا. آذرنگ بود، با دو پرسش پايان يافته بود و از او تمنا شده بود به آن‏ها پاسخ روشن وصريح دهد، كه تاكنون بدون واكنش باقى مانده است. دراين بين، ابرازنظر ”واهيگ“ نيز در ارتباط با بحث دريافت و منتشر شد.
تارنگاشت عدالت را بايد نماينده آن نظرى در جنبش توده‏اى ارزيابى نمود، كه به قول ”واهيگ“، با برداشتى «شابلونى» و كاتگورىوار به اين نتيجه مىرسد، كه چون قشرهاى بينابينى، كه به خاطر پايگاه و جايگاه طبقاتى خود، نزديك‏ترين متحدان بالقوه طبقه كارگر هستند، حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران بايد با توجه به سطح آگاهى و باورهاى مذهبى آن‏ها، به استقبال از آن‏ها پشتابد و از سياست نمايندگانشان دفاع كند، با اين اميد كه آن‏ها در جريان مبارزات خود، مواضع خود را تصحيح كرده و كمبودهاى خود را برطرف سازند.
ارزيابى تارنگاشت عدالت از فرض و تزى نشئت مىگيرد، كه مىتوان آن را به درستى «شابلون» ناميد. در اين شيوه ارزيابى، انديشه تحليل‏گر ظواهرى را كه مىبيند، كليت واقعيت مىپندارد و با اسلوب استقرايى از ”واقعيت“ به نتيجه‏گيرى بعدى مىپردازد. مثلا ا. آذرنگ در پايان ”سخنى با رفيق فرهاد“ (٥ دىماه ١٣٨٧)، مىپرسد: «٣- چرا امپرياليسم مىخواهد چنين حاكميت وابسته‏اى را [اگر وابسته است] از سر راه بردارد؟» انديشه تحليل‏گر مىخواهد از تز خود درباره ظاهر امر مخالفت امپرياليسم با «حاكميت»، مضمون پديده «حاكميت» سرمايه‏دارى در ايران را توضيح دهد و درباره آن به نتيجه‏گيرى بپردازد. در فرصت مناسب به پرسش طرح شده پرداخته خواهد شد، در اينجا اين نكته هدف است، كه اسلوب نظاره‏گرظاهربين حاكم بر انديشه تحليل‏گر، و اسلوب استقرايى نتيجه‏گيرى نشان داده شود.

سخن‏گو از انقلاب(II)
نگاهى‏‏‏ به گزارش هيئت سياسى‏‏‏ ك. م. حزب توده ايران، آذر ١٣٨٧

مقاله شمار ١٣٨٧/٤٤ (بخش دوم) در بخش “تحولات سياسى‏‏‏ كشور و مواضع نيروهاى‏‏‏ گوناگون”، “گزارش …” به برشمردن توصيف گرانه شمارى‏‏‏ از ظواهرامرها مى‏‏‏پردازد و آن‏ها را دليل پيروزى‏‏‏ احمدى‏‏‏نژاد در انتخابات پيشين اعلام مى‏‏‏كند. اين ظواهرامر عبارتند از: «درك نادرست از واقعيات جامعه، ارزيابى‏‏‏ ناصحيح از امكانات جنبش و …

سخن‏گو از انقلاب(I)
نگاهى‏‏‏ به گزارش هيئت سياسى‏‏‏ ك. م. حزب توده ايران، آذر ١٣٨٧

مقاله شمار ١٣٨٧/٤٤ (بخش اول)

مبارزه انقلابى‏‏‏ با هدف برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ حاكم بر جنبش توده‏اى‏‏‏ و حزب آن، حزب توده ايران، مى‏‏‏توانست در شرايط مناسب‏ترى‏‏‏ جريان بيابد. پيش‏شرط بوجود آمدن وضع مناسب‏تر براى‏‏‏ كوشش مشترك توده‏ى‏‏‏ها در اين امر پراهميت، توافق بر سر شكل و محتواى‏‏‏ بحث مى‏‏‏بود، كه مى‏‏‏توانست مانع پراكنده‏گويى‏‏‏ و همچنين با صرفه‏جويى‏‏‏ در امكانات و نيروها همراه باشد. متاسفانه در اين زمينه تنها رفقايى‏‏‏ با احساس مسئوليت شخصى‏‏‏ به ارايه پيشنهاد پرداختند، كه در حزب توده ايران داراى‏‏‏ مسئوليت نيستند. به‏ويژه رفقاى‏‏‏ عزير على‏‏‏ خاورى‏‏‏ و محمد اميدوار، برخلاف انتظار و عليرغم مسئوليت سنگين خود در اين زمينه، به سكوت ادامه دادند، كه نمى‏‏‏توان آن را در هم‏سويى‏‏‏ با منافع و مصالح حزب توده ايران ارزيابى‏‏‏ نمود. ناتوانى‏‏‏ براى‏‏‏ شركت در بحثى‏‏‏ ضرورى‏‏‏، كمكى‏‏‏ به حفظ اعتبار رهبرى‏‏‏ حزب توده ايران نخواهد داشت. «حوصله و مذاكره و توضيح، سلاح كاراى‏‏‏ حزب» توده ايران در برابر نظريات ديگران بود، كه ”انوشه راستگو“ (تارنگاشت صداى‏‏‏ مردم) آن را به درستى‏‏‏ برمى‏‏‏شمرد.
بايد قوياً اميدوار بود، كه رفقاى‏‏‏ مسئول پيش گفته و ديگر مسئولين حزبى‏‏‏ و جانبداران حزب توده ايران، راه بحث صميمانه را بين توده‏اى‏‏‏ها براى‏‏‏ ايجاد هم‏صدايى‏‏‏ بگشايند. به‏ويژه از آن رو كه اين رفقا در بيانيه به مناسب ٦٧مين سالگرد بنيان‏گذارى‏‏‏ حزب و در سند مصوب پلنوم وسيع … آذر ١٣٨٧، تشتت نظرى‏‏‏ را در حزب و جنبش توده‏اى‏‏‏ محتوا و مضمون برنامه ارتجاع داخلى‏‏‏ و خارجى‏‏‏ ارزيابى‏‏‏ كرده‏اند.